تبليغاتX
اب معدنی

چهارشنبه بیست و نهم خرداد 1387

راستین

 

 

عکس فوق متعلق به راستین می باشد

هدف از درج عکس ترغیب شما خواننده عزیز به دانلود اهنگ های نامبرده می باشد

با تشکر

اب معدنی

 

 

وااااااااااااااااااااای که این چند روز چه کیفی دارم می کنم باصدای راستین

 

اگه از یارتون دورید و کلی دلتون واسش تنگولیده

ترانه "گل من" و گوش کنید

می فرمایند:گل من گوهر من کاش اینجا بودی

جان من جوهر من کاش اینجا بودی...

 

 

اگه دلتون دنبال یه بهانه می گرده تا با یار حرکات موزون انجام بدین

ترانه"رقص در رویا" رو گوش کنید

می فرمایند:با تو من می رقصم،رقص رقص در رویا

هر چی که تو دوست داری،رقص رقص تا فردا...

 

 

اگه کمی تا قسمتی سرخوش و خجسته این

ترانه"خوشم"رو گوش بدین

می فرمایند:خوشم خوشم چنان خوشم که غصه هامو می کشم...

 

 

 

 

اگه دلتون از دست یار خین شده ولی دوسش دارین

ترانه"ظالم"رو گوش بدین

می فرمایند:اسم تو گل،شکل تو گل، اما خودت خاری و بس...

 

 

اگه یکم مشکل دارین اما ته ذهنتون پر از امید

ترانه"سیمرغ" و گوش کنید

می فرمایند:هزاران بار ما را سوخت حریق حادثه تا مرز خاکستر

ولی ما نسل سیمرغیم که از خاکستر خاک می گشاید پر...

 

 

جدای از این چرندیاتی که من نوشتم

حتما البومشو گوش کنید که خیلی حس" باز امشب در اوج اسمانم" به من دست می ده با گوش دادن صدا راستین.

 

پی نوشت:اهنگ و دارین

مرسی سنتوری جان

نوشته شده توسط آب معدنی در 9:23 |  لینک ثابت   • 

دوشنبه بیست و هفتم خرداد 1387

چگونه حشره ها اب معدنی را به خاک و خین کشیدند!!!

هر چی فکر می کنم یادم نمی یاد قبلنا چه طوری درس می خوندم؟

همش سه تا درس بیشتر ندارما

اما غم عالم منو گرفته

لامسب جزوه رو که ورق می زنی پنداری رفتی کلاس زبان وسطش نکته فارسی نوشتی،بسکم خارجکیه همه چی

من نمی دونستم این مدلیه و گرنه خب می رفتم یه بلاد کفری جایی مدرک می گرفتم دوزار کلاس هم داشته باشه

درسام خیلی قشنگن

خیلی دوسشون دارم

ولی به شرطی که ازشون امتحان نگیرن

 

 

یه درس دارم که خارمادر حشره رو باید حفظ کنی

تصورکن راسته-زیر راسته-رده-زیر رده-بالاخانواده-خانواده-زیر خانواده-اسم علمی حشره رو باید بلد باشیم

همین  مگسی می زنی لهش می کنی اینقدر فک و فامیل و اب و اجداد داره که نه من توان گفتنشو دارم نه تو بپرس

 

 

یه درس دیگمم که پره انزیم و اسید امینه و رنگ دانه و سیستموم عصبی و هورمون و ... الا ماشالهه

خلاصه دهن عالی صاف و اینا

 

یه درس دیگمم خیلی  محشره

دیدی یه هو می ری پیش حشره ژانگولر بازی از خودش در میاره یا خودشو می زنه به مردن یا بوی بد می ده یا اینکه حشره رنگ محیط یا شبه دارو درخت و برگاست؟ شامل حال این درسست

 

 

خلاصه عزیزان دعا که بلدین؟

دریغ نکنین سر جدجدتون

نوشته شده توسط آب معدنی در 11:35 |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه بیست و سوم خرداد 1387

:دی

چند روز پیش که داشتم تو حیاط دانشگاه شلنگ تحته می نداختم،حس کردم یکی گفت:خانوم مهندس

منم که با این واژه بیگانه،به روی خودم نیاوردم و شلنگ تخته اندازون به سمت کلاس می رفتم

دوباره دیدم نه مثل اینکه یکی دوباره گفت خانم مهندس

 پیش خودم حساب کتاب کردم اونی که تو دانشگاه ما زیادو از درو دیوارو،جرز در می باره مهندس،پس با من نیست

باز هم مقداری شلنگ تخته

دوباره:خانوم مهندس

من:ممممم دورو برم و نگاه کردم دیدم خب کسی نیست،یارویی که داره حنجرشو پاره می کنه پنداری با منه

خلاصه برگشتم دیدم یه مهندس دیگست که هن هن کنان داره میاد و خلاصه

دیگه چه کار داری با بقیش

خب شاید اومده بود جزوه بگیره

البته اخرش نمی دونم چرا من جزوه گرفتم

امروز که جزوه رو گرفتم، همخونهه تمام جزوه رو بالا پایین کرده دنبال نکته انحرافی

 

 

 

 

پی نوشت:اینقدر هیشگی نیمد از ما جزوه بگیره  یا بگیریم که تا یکی پیدا می شه باید بیام جاااااااااار بزنم

خلاصه قیافشم که بد نیست

مهندس هم که هست

باعث انبساط خاطرمون سر کلاس هم که می شه

خلاصه...

نوشته شده توسط آب معدنی در 22:46 |  لینک ثابت   • 

شنبه هجدهم خرداد 1387

میشا و سه کودک خوشحال

دیروز ما(اب معدنی چهار ساله-ستایش چهار سال و نیمه و ساکورا سه ساله)رفتیم با میشا اینا(خرگوش ساکورا اینا)بازی کردیم

میشا اینا خیلی حیوانات جالبی بودن و سفید بودن و بامزه می پریدن و خیلی چشمای خوشگلی داشتن،این ستایش اینا خیلی از میشا اینا می ترسیدن و وقتی میشا اینا می اومد سمت اونا جیغ می زدن و دور حیاط می دویدن و ما می خندیدیم، و خیلی حال می داد

ما فهمیدیم این ستایش اینا خیلی بی تربیتن، چون همش سوالای بی تربیتی در مورد میشا اینا از ساکورا اینا می پرسیدن،تا انجایی که ساکورا اینا مجبور شدن میشا اینا رو بغل کنند و جایی را که میشا اینا...

ما رویمان نمی شود تعریف کنیم خب

ولی این ستایش اینا کلا خیلی بی ادب بودن و همش از این سوالا و از این مکان ها می پرسیدن

 

 

میشا اینا دم خیلی قشنگی داشتن، ما میشا اینا رو ناز کردیم و تا زمانی که خانه ستایش اینا بودیم نتوانستیم دست به هیچی بزنیم چون رویمان نمی شد برویم دستمان را بشویم

و خلاصه روز خوبی بود

نوشته شده توسط آب معدنی در 20:31 |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه نهم خرداد 1387

شام بی شام

1-      چند روز پیش همخونه اصرار اصرار که پاشو با دوستم بریم امامزاده فلانی

خلاصه تا به اونجا برسیم شونصد بار طرح امنیت اجتماعی به همخونه گیر دادن که خانوم موهاتو بکن تو از این حرفا...

رسیدیم به امام زاده فلانیو مشغول دعا برای روفقا بودیم که انچنان سوقولمه ای از طرف همخونهه روانه کلیم شد که فچ کنم یه چند سانتی جابه جا شد.

تصور کن در اون مکان روحانی می گه: ابییییییی ابیییی(همچین با زوق ) اون پسره رو اون ور زریح(املاش غلطه می دونم) ببین

منفجر شدیم یعنی هر دومون

می گم نکن سوسک می شی می چسبی به زریحااااا

 

حالا دوستش جو گیر شده،گریه گریه

تو رو خدا واسه عرفان(دوست گرامیشون) دعا کنید

 

2-      امشب هیئت شام نمی ده برین خونتون

3-      می گم شام نمی دن برو بچه جان

4-      اااااااا مگه حرف حساب حالیت نیست

5-      عجب چش سفیدیه هاااا

6-      رفتیااااا

7-      نری خودم می رما

نوشته شده توسط آب معدنی در 23:46 |  لینک ثابت   •