تبليغاتX
اب معدنی

سه شنبه سی و یکم اردیبهشت 1387

اشپزخانه سگ مرده ای

1-بعد از ظهری بعد از اینکه دوستم زنگ زد و گفت امتحان فردا مالیده شد یه نگاه به خودم و خونه کردم دیدم از همه جا گند بالا می ره،کارت اینترنتمم تموم شده بود،منم عین این معتادا استخون درد گرفته بودم بد رقم

سه سوت پریدم از میتی(اسم این پسر سوپریمونه) یه کارت نت خریدم و موقعی که می خواستم بیام بیرون دیدم شربت پرتقال سن ایچ هم داره، از این مدلا که شیشه ایه یه قطره از شربته می ریزی شیش برابر اب اضافه می کنی(عملیاتش پیچیدست یه قطره کم و زیاد شه می پوکی)

خلاصه اومدم خونه او دیدم یه لیوان تمیز برای رضای خدا پیدا نمی شه ما این شربت و تست کنیم.مجبور شدم تو استکان شربت بخورمو و استکانه رو هم بعدا به ما بقیه ظرفای تلنبار شده اضافه کنم

بعدش دیگه من نمی گم سطل اشغالمون به خاطر یه مشت سبزی خوردن گندیده بوی سگ مرده می داد و اشپزخونمونم بدتر از سطل اشغاله

بعد یوهویی به رگ غیرتم برخوردو در یه عملیات انتهاری شروع کردم به تمیز کردن اشپزخونه

مورچه ای بود که از سرکول ظرفا بالا می رفت

بعدشم یه شام مشتی پخیدم

 

 

2-مرگ تدریجی یک رویا رو می بینید؟

عاااااااااااااشق مهریم

عاااااااااااااااااااشق صداشم

البته تا اخر فیلم تضمین نمی کنم همچنان عااااااااااشق مهری باقی بمونم،چند قسمت دیگه که اراس مشرقی اومد ممکن موضع گیریم تغییر کنه

 

 

یه سری به اینجا بزنید.اهنگ وبلاگشو بگوشید

این چند روز این هوااااااااااااا گوش دادمش.

 

اهنگ وبلاگم خوکچله؟؟؟

مرسی سنتوری جان

 

 

نوشته شده توسط آب معدنی در 23:53 |  لینک ثابت   • 

سه شنبه سی و یکم اردیبهشت 1387

لطفا این پست را در زمانی که شام یا ناهار می خورید به خوانید

 

این دارو درختای تو کوچه ی ما بوی استفراغ می دن(یا شایدم تحو اورن)

تا برسم خونه چند بار می خواستم بالا بیارم

 

 

 

 

 

نوشته شده توسط آب معدنی در 12:27 |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1387

اجاق سرد انجلا

1-      اجاق سر انجلا/فرانک مک کورت/گلی امامی/نشر فروزان فر/5500 تومن

چشمم به قاعده یه نعلبکی شده بسکم یا خیره خیره به مانیتور نگاه کردم وتایپ کردم یا این کتابه رو خوندم، خیلی وقت بود رمان بلند نخونده بودم(600 صفحه بود)

وسطای کتاب به نظرم رسید اسم فرانک مک کورت وقبلا یه جایی دیگه هم خوندم

بعدش یادم اومد رو جلد کتاب خونده بودمش و اینکه اهااااااااااااان نویسنده کتابست .تاااااااازه اون موقع بود که سلول های خاکستریم یه تکونی به خودشون دادن و یکم بندری رفتن تا یادم بیاد که ایکیو جلبکی داری روایت زندگی فرانک مک کورت و می خونیااااااا

خلاصه از جهل در امدم و همی رستگار شدم

 

نتیجه گیری ما از این کتاب:

ایرلند جای بدی است و همیشه به خاطر رودخانه شانون مرطوب است و مردم همش سل می گیرن و بعدم می میرن

انگیلسی ها از ان اول اعظم ملتی مردم ازار بودن و پدر صاحب ایرلندی ها را سالهای گذشته در اورده بودن

و اینکه بهترین جای دنیا امریکاست و ما الان دچار غرب زدگی شدیم می خوایم بریم امریکا

 

و به قول صفحه اخر کتاب

فرانک به نظر تو این مملکت(امریکا) فوق العاده نیست؟

چرا قربان هست.

نوشته شده توسط آب معدنی در 19:24 |  لینک ثابت   • 

دوشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1387

تنفس

رضا رشید پور:اقای بازغی ماه دیگه پدر می شن و اسم فرزندشونو می خوان بزارن "نفس"

 

 

داداشم: آبی فکر کنم اگه یه بچه دیگه بیارن اسمشو بزارن تنفس

 

 

پی نوشت: نه حالا خدایی نفس دختره یا پسر

من فچ کنم دختره

نوشته شده توسط آب معدنی در 23:28 |  لینک ثابت   • 

شنبه چهاردهم اردیبهشت 1387

قصه های من و بابام

واسه اولین بار رفتم نمایشگاه کتاب،

یه سری تجربه

اول اینکه حتما با وسایل نقلیه عمومی برین، مترو ،اتوبوس یا تاکسی،

ما که با اتوبوس رفتیم، تو پارک سوار ایستگاه داره تو مصلا هم جای خوبی پیادت می کنه

حتما پول نقد با خودتون ببرین چون سیستم کارت خوانشون به درد عمه محترمشون می خوره، بعضی از غرفه ها نداشتن یا داشتن و کار نمی کرد،حیف تا اونجا بریو بعد همش به بن کتاب بانک صادرت یا کارت سیبات ... زل بزنی که توش پوله و تو نمی تونی خرید کنی، البته خودپرداز هم هستا ولی صف طول و درازی داره

حتما کتابی که می خواین بخرین اسم ناشرشو از قبل یادداشت کنین اینجوری یه قدم جلوترین البته ایستگاهایی که راهنمایتون کنن هم هست

به نشر نیلا/ نیلوفر/چشمه/نی/ثالث حتما سر بزنین

راستی گشنه هم نمی مونین اونی که زیاد خوردنیه

 

کتابایی که خریدم

 

- لطفا گوسفند نباشید/محمد نامنی/انتشارات نامن/7000 تومن

- اجاق سرد انجلا/فرانک مک کورت/ترجمه گلی امامی/نشر و پژوهش فرزان روز/5500 تومن

- سیمای زنی در میان جمع/هاینریش بل/مرتضی کلانتریان/نشر اگه/5200 تومن

- گتسبی بزرگ/اسکات فیتس جرالد/کریم امامی/نشر نیلوفر/3500 تومن

- و نیچه گریه کرد/اروین یالوم/مهشید میر معزی/نشر نی/4600 تومن

- مرگ در میزند/وودی الن/حسین یعقوبی/نشر چشمه/2700 تومن

- عقاید یک دلقک /هاینریش بل/محمد اسماعیل زاده/نشر چشمه/4500 تومن

- هزار خورشید تابان/خالد حسینی/مهدی غبرائی/نشر ثالث/6500 تومن

- دره وحشت/ارتور کانن دویل/مژده دقیقی/نشر هرمس/1300 تومن

- درنده باسکرویل/ بقیش مثل بالاییه/1200 تومن

 

تو انتشارات فاطمی داشتم می گشتم وقتی قصه های من و بابام و دیدم کلی ذوق مرگ شدم،جلد اولشو داشتم فکر کنم سال هفتاد و دو از نمایشگاه کتاب خریده بودم کلی واسم نوستالژی داشت

دو جلد دیگشم خریدم واسه دل خودم ،واسه همون بچه که هی می گه بخر بخر

-قصه های من و بابام/اریش ازر/ایرج جهانشاهی/انتشارات فاطمی/2100 تومن

- قصه های من و بابام/بقیش مثل بالاییه/1850 تومن

 

 

به خاطر هولدن کالفیلد به نشر نیلا ارادت خاصی دارم،اولین خریدا رو هم از نشر نیلا شروع کردم

این و ببینین، اکثرشو خریدم

برای رضای خدا یه کتاب درسی هم نخریدم

این قسمتش خیلی حال داد

 

رادیو جوان دوستا،اقای دوستی رو دیدم

 

 

نوشته شده توسط آب معدنی در 21:41 |  لینک ثابت   • 

یکشنبه هشتم اردیبهشت 1387

سکوت با طعم اردیبهشت

- همخانهه نیست و ما بسی خرسنیدمFlower

الان می گید روان پریشه دختره، یه روز میاد می گه نیست دلم واسش تنگیده یه روز میاد می گه خرسندم

اخه شما که این همخونه رو نمی شناسین، فچ کنم وقتی بچه بوده هی بهش تخم کفتر می دادن، بسکم که فک می زنه این بشر

این همخونهه فقط به درده شبا می خوره که چرند پرند بگه بخنیدم و مسخ بشیم

وگرنه در سایر اوقات شرعی،کارم به التماس می کشه که سر جدت زبون به دهن بگیر

الان نیستشو این خونه لبریز از سکوته

یه جوری می تونی سکوت و لمسش کنی

این سکوت اردیبهشتی معرکست

 

2- یک قورمه سبزی پخیدم

یه قورمه سبزی پخیدم

اصلا یه بویی می ده که نگوووووووووووووووووووو، دیوانه کنندست

 

 

 

نوشته شده توسط آب معدنی در 21:2 |  لینک ثابت   • 

جمعه ششم اردیبهشت 1387

پدر عشق و پسر

عجیب بود رابطه میان این پدرو پسر.من گمان نمی کنم در تمام عالم میان یک پدر و پسر،این همه تعلق ،این همه عشق،این همه انس و این همه ارادت حاکم باشدو من همیشه مبهوت این رابطه ام...

 

 

پدر،عشق و پسر/سید مهدی شجاعی/ نشر کتاب نیستان/1300 تومن

 

شنیدن شایدم خوندن روایت شهادت علی اکبر از زبان یه اسب می تونه جالب باشه

من عاشق اون قسمتهای کتابم که می گه:ارام بگیر لیلا!!

یه جور خاصی بود

یه حسی داشت

 

 

- امشب اخرین شب عمر من است.از فردا این حیاط کوچک،به اندازه یک اسب خلوت ترخواهد شد و من نیز بار سنگین تن را به زمین خواهم گذاشت

از فردا شماتتهای مردم نیز به پایان خواهد رسید.دیگر کسی نمی تواند بگوید همسر حسین،مادر علی اکیر،دچار جنون شده است.ساعتها نفس در نفس،مقابل اسب فرزند خود می نشیند و هر دو با هم اشک می ریزند...

 

 

- به دونیم شدن ناگهانی مصراع،حادثه غریب و باورنکردنی بود.من گمان می کنم که خود مصراع هم تا لحضاتی بعد از این ضربت،هنوز باور نکرده بود که به دونیم شده است و قبل از حضور قطعی مرگ،نسیم از میانه جسمش عبور می کند.

نوشته شده توسط آب معدنی در 18:22 |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه چهارم اردیبهشت 1387

...

 

همخانهه نیست و من به اندازه یک دنیا برایش دلتنگم

 

 

 

 

نوشته شده توسط آب معدنی در 21:58 |  لینک ثابت   • 

دوشنبه دوم اردیبهشت 1387

من و رها کن از این فکر تنهایی... :دی

1-      رسما تا حالا هیچ درسی نخوندم، ولی با این حال استرس و نگرانی ندارم

دارم کم کم شروع می کنم به خوندن

ترم پیش با همین نم نمک خوندنا و تمرین تکرارایی که داشتم گوش شیطون کرد معدلم خیلی خوب شدFlower

و ما توانستیم تا اندازه ای زحمات پدر و مادرمان را جبران به نوماییم و از این بابت عذاب وجدان نداشته باشیم ،باری، این ترم هم اگر بشود باز می خواهیم دختر خوبی باشیم

تکبیر

 

 

2-      اینقدره کار دارم

این موضوع پایان نامه و نوشتن پروپوزال و شروع به کار کردن هم واسه ما دردسریه، باید کارو بار و زندگیمونو یا سیکل زندگی حشره تنظیم کنیم واسه همینم از الان شروع کردم رو پایان نامم کار کردن واسه یه سال دیگه همین موقع

فچ کن

سال دیگه این موقع ، من ترم چهارومم و فارغ التحصیلی بسی نزدیک

 

 

3-همخوانهه در خواب ناز بین و الکلاسینه

بعدش اینقده کیف می ده، به گوشیش زنگ بزنی بعد از خواب به پره ، شیرجه بزنه طرف گوشیش، و...

فقط نمی دونم چرا بعدش حرفای بد بد می زنه به من

 

 

 

*ربط بین عنوان مطلب و با خود مطلب و خودتون پیدا کنین

 

 

 

 

نوشته شده توسط آب معدنی در 12:41 |  لینک ثابت   •