تبليغاتX
اب معدنی

سه شنبه بیست و هشتم اسفند 1386

...

 

بهار خیلی وقت که به خونمون سرک کشیده

بهارتون قشنگ

نوشته شده توسط آب معدنی در 20:7 |  لینک ثابت   • 

یکشنبه نوزدهم اسفند 1386

کوزت حقیقی کیست؟

 امروز می خوام دست به افشا گری بزنمو،رازی که سالیانه ساله تو دلم پنهون کردمو برملا کنم

،دقیق یادم نیست چه سالی بود ولی خب خیلی سال پیش(یعنی خیلی هااااا) ویکتور هوگو چند روزی اومد خونمون

اون روزا هم دم دمای عید بودو من مثل اسب تو خونمون کار می کردم، از همونجا بود که یوهویی یه لامپ رو سرش روشن شدو جرقه نوشتن بینوایان و کوزت تو ذهنش انچنان زده شد که واسه چند دقیقه موهاش سیخ مونده بود

یادم نیست چی شده بود که مامانمم اعصاب مصاب نداشت و خانم تناردیه هم احتمالا از رو مامانم نوشت

بابامم طبق معمول داشت مشکلات مردم و حل فصل می کرد،شد،ژانوالژانه قصه

گابروش هم احتمالا از رو داداشم نوشته

فقط نمی دونم اون پسره ای که با کوزت ازدواج کردو از رو کی نوشت

بقیه داستانم اب بست توش که زیاد شد وگرنه ما که پاریس نبودیم

 

 

 

پی نوشت: تا اونجایی که تونستم کامنتای پست پایین و جواب دادم:دی

 

نوشته شده توسط آب معدنی در 22:0 |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه شانزدهم اسفند 1386

دعاهای باورنکردنی

1- نمی دونم چه حکایتیه این دوستان گرام،وقتی می خوان در حق ادم دعا کنن ، دعاهاشونم یه چیزیش می شه

 

-گوشی جدیدمو نشونه دوستم دادم می گه:ان شاالله باهاش زنگ بزنی به نامزدت

من:

- برای دوستم ادرس جزوه فروشی رو اس ام اس می کنم

واسم تشکریه می فرسته با این مضمون: عروس بشی

من:

 

-مامان بزرگ دوستم این مدلیه که هروقت لباس جدید نشونش بدی

میگن: بپوشی بری جلو خواستگار

من:

 

 

2- یکی از استادامون باردارن

ماشالله به این همکلاسی های من،چشما تلسکوپ، همشون  یه پا دستگاه سونوگرافی سیارن

برای ثانیه استاد و دیدن ،تعیین کردن که نی نیه پسره و استاد هم در ماه چندم بارداریه

 

مشکل اندرونی داشتین و احتیاج به سونوگرافی،جیک ثانیه بیاین از دم کلاس ما رد شین

 

 

3-این چند روز که رفتیم دانشگاه خیلی خوشمزه بود

هر روز می رفتیم دفاع تز سال بالاییا، اب میوه و شیرینی می خوردیم

بعدشم اینقده خوبه دوست ادم رژیم داشته باشه

کلا من هم تیتاب دوست دارم،هم رفیق اهل رژیم

 

 

 

4- یه چندتا جمله بامزه در مورد عشق از زبان بچه هاFlower

-چرا دو نفر عاشق می شوند؟

می گویند یکی به قلب ادم تیر می زند و این حرفها،ولی مثل اینکه بقیه اش این قدر درد ندارد-هارلن 8 ساله

- نقش خوش تیپی در عشق

فقط قیافه مهم نیست،من را نگاه کنید.خیلی خوش تیپم اما هنوز کسی  پیدا نکرده ام که با من ازدواج کند-گری 7 ساله

-چرا عشاق دست هم را می گیرند؟

چون می خواهند مطمئن شوند که حلقه هایشان نمی افتد،چون خیلی بالایش پول داده اند-دیو 8ساله

-عقاید محرمانه در باره عشق

عشق ادم را پیدا می کند،حتی اگر خودت را از  ان پنهان کنی،من از 5 سالگی تلاش می کنم که خودم را از ان پنهان کنم ولی دخترها مدام پیدایم می کنند-بابی 8 ساله

 

منبع زندگی مثبت

 

 

نوشته شده توسط آب معدنی در 22:20 |  لینک ثابت   • 

یکشنبه دوازدهم اسفند 1386

کیش

سلام سلام سلام...

اینقدر حال و هوام عوض شده و شارژ شدم که می تونم واستون دو ساعت چرخ و فلک بزنم

در این چند روز غیبت صغرا رفته بودیم کیش

خب این اولین باری بود که می رفتم کیش و اولین پرواز داخلی رو هم تجربه کردم و به طور کلی معنی چند کلمه جغرافیایی رو به خوبی درک کردم. کویر،رشته کوه زاگرس،مناطق کوهستانی،جزیره

واییییییییییییییییییی که چقدر هوا خوب بود

بعد از تحمل اون همه هوای های سر منفیه خداد درجه،این هوای لطیف بهاریه اسفندی عجیب مزه داد

به جز لباسا و خنزر پنزری که خریدیم،از نظر من چند تا از خریدامون فوق العاده بود

1-      کلا من نزر دارم هر جا می رم یه خرس بخرم

(جدیدا این عروسک ها رو خوب درست نمی کنن الان دقیق من نمی دونم این سگه خرسه گربست چیه! از نظر ما که خرسه و لی بیشتر شبیه اون یارو سگه تو اون کارتونست که با چند تا مرغ بود)

خیلی قیافش بامزست اسمش گذاشتیم کیشی

2- یک عدد حباب ساز(خودم می دونم سر چهار راهم می فروشن)

3- یک جفت بالشت شیر نشان

4- یه چهار پنج تا مجسمه خوشگل قشنگ

5- یه عالم پاستیل با طعم های مختلف

6-یک بسته شکلات فندقی

7- یه چندتا اب نبات چوبی

 

البته من اصلا قصد نداشتم هیچ کدوم از این موارد ذکر شده رو بخرم اما یه بچه در درون ما هست(کودک درون سابق) هی گیر داد بود بخر بخر

من فقط خواستم دل بچه رو نشکنمFlower

 

 

تو این چهار روز بیشتر وقتمونو تو مراکز خرید بودیم، اما بعد از ظهرا می رفتیم جزیره گردی

پارک دلفینا یا به قول خودشون دولفیناریوم که خیلی معرکه بود

دوچرخه سواریمون خیلی حال داد(بابت این مقوله همواره به پسرها حسودی می ورزیم)

بالاخره چشممون به جمال خلیج همیشه فارس هم روشن شد و تازه فهمیدیم خلیج فارس که می گن یعنی چی

و همینا

 

نوشته شده توسط آب معدنی در 16:8 |  لینک ثابت   • 

یکشنبه پنجم اسفند 1386

زندگی مثبت

1- امروز داشتم فکر می کردم همه این سه هفته تعطیلی رو افقی گذروندم

برای رضای خدا هم که شده یه قدم خیر در راه سمینارم بر نداشتم،حتی یه اپسیلونم به پایان نامم فکر نکردم، الان یوهو حس خجسته بودن بهم دست داد

 

2-دیروز یه ماهنامه خریدم اسمش "زندگی مثبت"

مهمترین و بهترین ویژگیه این ماهنامه اینه که مثل کتابچست،حداقلش تو کیف جا می شه و مجبور نیستی مثل ما بقی مجله ها و هفته نامه ها و دوهفته نامه ها و گاه نامه ها و الکی نامه ها لولش کنی

توصیه می کنم حتما بخرینش،ارزون هم هست،اتیش زدن به مالشون، 500 تومن

اما یه سری دیگه از ویژگی های خیلی خیلی خیلی مهمه این مجله اینه که توسط نشر ده منتشر شده (چی فکر کردی ده ما یه انتشاراتی داره به چه عظمتی)و ذهن زیبا هم دستی بر نویسندگی در این مجله داره(وقتی خریدین و خوندین می فهمین) و بالاخره استعدادشو به رخ جهانیان و اجنبیان کشونده و اینا(در نوشابه ها رو یکی جمع کنه لطفا)

(پی نوشت ضروری:کدخدا بابت این دو خط اخر بعدا با هم حساب می کنیم)

 

 

3-رفته بودیم بیمارستان عیادته یه پسر قندی قندی

تصور کن یه نی نی سفید،با صورت گرد با چشمایه خاکستری+ابی+توسی

خیلی خوردنی بود

دقت کردین نوزادا یه بوی خاصی می دن، و یه ویژگی منحصر به فرد دارن،همه انگشتاشونو دوره یه انگشت تو مشت می کنن

حالا که دارم فکر می کنم می بینم طفلی حق داشت هر از گاهی یه خنده تحویل جماعتی که دوره تختش جمع شده بودن بده، یه لحظه فقط کافی بود خودتو می زاشتی جای اون بچه

هر کی بالای سرش بود از هیچ حرکت ژانگولری خود داری نمی کرد

 

 

4- ببینم شما هم بهار و حس می کنین؟

 

 

 

نوشته شده توسط آب معدنی در 11:16 |  لینک ثابت   •