پنجشنبه بیست و هشتم دی 1385
1-هر وقت بعد يه مدت طولاني ميام اينجا نمي دونم چرا غريبي مي كنم،همش مي خوام به گلاي قالي نگاه كنم،نمي دونم چرا همش مي خوام اولش سلام كنم![]()
2-بعد از اينكه مانيتورمون مرحوم شد هيچكسي تو خونه ما تلاشي براي احياي مانيتور نكرد بعدشم مامان بابام از خداشون بود يه بلايي سر اين طفل معصوم بياد ما يه خورده روم به ديوار درس به خونيم
3-من از پشت اين تريبون ابكي يه صحبتي داشتم با معلماي عزيز
اين چه وضعشه ور مي دارين يه سوالي جنگولي به دانش اموزاتون مي دين بعدشم چون مربوط به جك و جونور مي شه ،فرتي اينا بر مي دارن زنگ مي زنن خونه اين فاميلاشون كه عشق جك و جونور دارن(كه من باشم) بعد اين سوال جنگوليه شونو مي پرسن بعد اين فاميله(كه من باشم) ، خب نمي دونه بنده خدا
بعد يه هو ضايع مي شه
نه چرا ؟
تازه چند دقيقه بعد باباي بچه زنگ مي زنه
نكنين اخه
نه اخه اين سواله كه كدام موجود دو قلب داره؟
ما كه به جز گربه سك و يه موجود باردار چيزي به ذهنمون نرسيد
4-بالاخره بعد از خداد روز يه مسابقه دبش ميلاني ديدم اي حال داد![]()
5-جاتون خالي چند روز پيش يه غذا خارجكي پختم![]()
ماكاروني با سس الفردو
ولي با توجه به اينكه همه ادمايي كه دورو بر من زندگي مي كنن اند روحيه دادنن مخصوصا اين ساكور، در حين پخت هي مي اومدن مي گفتن اين شماره رستوران فلاني چي بود زنگ بزنيم ساندويچ بياره و ... اينا
اخر سر سفره رو هم لوله كردن خوردن![]()
6- اين مدت يه سري تولد و اين قرطي بازيا بود خب من نبودم
البته مي دونم يه خورده بيات تبريك گفتن ولي خب
حامدي تولدت مبارك
سه شنبه دوازدهم دی 1385
در هم بر هم
سلام دوستای خوب وگل ودوست داشتنی خودم
حال و احوالات ؟
یه دنیا دلم واستون تنگ شده . . یه دنیا دلم برای این خونه مجازی تنگیده
چون مانیتورم پوکیده فعلا نمی تونم اپ کنم .ساکورا واستون روایت می کنه
وقتی یه مدتی نمینویسی این قدر حرف واسه گفتن داری که نمیدونی از کجاش شروع کنی!واسه همین این پست یه کم در هم بر همه!
1-روزگار جالبی ندارم .دو ماه دیگه کنکور دولتی دارم ویه حجم گنده درس نخونده
این جور موقع ها ادم استرسی میشه.گیجی ویجی می زنه .عینهو مرغ پر کنده میشه!
2-خدا از این دندان پزشک دوست داشتنی ام نگذره این هوا سیم های ارتودنسیم رو سفت کرده تازه دو تا کش هم از یمین و یسار دندونام اویزون کرده
3-این مهران مدیری دیگه طفل معصوم تر از علی لهراسبی گیر نیورده که یه هویی اون مباشر مظفر خان میگه اونی که مدعی بود عاشقته.......
اخه ادم دلت امد ؟چه طور تونستی ؟
4-اقا خدا بگم این همشهری جوان رو چه کار کنه
یه مشت ملت بی جنبه
تا می بینن واسه مجلشون می میری قحطیش میاد
توضیح:همشهری بابت این بازار گرمی واین مشتری جمع کنی که واسش کردم دو زار کف دستم نذاشته
اصفهونین ؟!
5-راستی شما میدونستین به شته میگن گاو شیر ده مورچه
اینم نکته این هفته![]()

